مدح شهربانو مادر امام سجاد علیهالسلام در ولادت آن حضرت
اگر چه در ره حق صدهزار دشواریست میان حـادثـهها کار حـق نگـهـداریست اگر چه جنگ، اگر چه اسارت است ولی همیشه کار خـدا یـاری و مددکـاریست خوشا اسـارت اگر آخـرش حـسـین بُـوَد که بیحـسـیـنشـدن اول گـرفـتـاریست سخن به مدح زنی میکنم شروع، که شعر به مدح و منقبتش متهم به کم کاریست سخن به مدح زنی میکـنم شـروع، بلی که از گـنـاه، تـمـام وجـود او عاریست همان که چشم و دلش رو به عالم بالاست که قصر در نظرش جلوۀ دلآزاریست همان که جلوۀ صد قصر غافـلـش ننمود همان که چشم و دلش، پُر ز نور و هشیاریست زبان و مرز به درگاهِ نـور بی معناست یگانه محور و معیارِ حق سزاواریست به خواستگاری او فاطـمه به خواب آمد "زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداریست"* به هرکسی نـرسد اینچـنـین مقـام رفـیع که این نتیجۀ یک عمر خویشتن داریست خــدا بـرای حــسـیـن آفــریــدش از اول جواب او به حسین از همان ازل آریست شـرافـتـیسـت بـلـی مــادر امــام شــدن ز عشق بو نَبَرد آن دلی که زنگاریست همین که دامن او مهـد حـجـت الله است نشان رفـعـت شأن و بـلـنـدمـقـداریست "دهد ثمر ز رگ و ریشه درخت خبر"** که خُلق مادر در خُلق بچهها جاریست بُراق عشق، تو را تا خود مـدینه رساند که در مسیر خدا مرکبت سبکـباریست که خـواستی وطـنت خـانۀ حـسـین شود کجای قصۀ هجرت ز جبر و ناچاریست؟! تو آمدی که به "زن" شأن دیگری بدهی به نُه امـام نشانِ تو جاری و ساریست "هزار مرتبه شستم دهان به مشک و گلاب" هنوز از تو سرودن کـمال دشواریست *حافظ **صائب |